نوبهار...
نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی
چنگ در پرده همین میدهدت پند و ولیک وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که ز حال همه غافل باشی